قند من است او، قمر است او
در بند من است او، قمر است او
تو جنگ صفّین میگه مولا:
فرزند من است او، قمر است او
داره آماده میشه نقاب میزنه
نعرهی اَنَا بنُ بوتراب میزنه
مالک حق داره بترسه وقتی داره
حتّی دشمن خودشو به خواب میزنه
تیرِ تاریک توی میدون نَبَرده، بَه چه کرده
دشمنش دورِ خودش داره میگرده، بَه چه کرده
ابوفاضل نفر دَهُم رو انداخت، یه نگاه کرد
عزرائیل تو اوّلیشم گیر کرده، بَه چه کرده
اباالفضل، اباالفضل…
نظرات