یک سال و نیمه درگیر کابوسم
یک سال و نیمه با گریه مأنوسم
حالا به ام المصائب معروفم
من کوهی از روضه های مکشوفم
کاش منم اون روز توی گودال میمردم
کاش منم نیزه منم شمشیر میخوردم
سنان اومد سنان میزد
به پهلوی جسم ناتوان میزد
دل مارو میسوزوندن
چرا دیگه نیزه هارو میشکوندن
آه پناه عالم خراب حالم
آه حسین من حسین من حسین من
وای حسین من حسین من حسین من
****
یک سال و نیمه از دنیا بریدم
یک سال و نیمه روز خوش ندیدم
هنوزم از پیش چشمام رد میشه
خاطرات شام و حالم بد میشه
آه چقدر بد شد دم دروازه ی ساعات
آه میرقصیدن یه مشت رقاص جلو سادات
همین اوج مصائب بود
لباسامون خیلی نامناسب بود
کجا بودم کجا رفتم
توی بازار یهودیا رفتم
آه پناه عالم خراب حالم
آه حسین من حسین من حسین من
وای حسین من حسین من حسین من
****
یک سال و نیمه که میده عذابم
من غصه دار مجلس شرابم
بدتر از کوفه و شام و گودال بود
چند ساعته اون مجلس چندین سال بود
آه چقدر طعنه از اون پستِ لعین خوردم
آه سرتو رو زمین انداخت زمین خوردم
رقیت بود ربابم بود
کنار سر جامی از شرابم بود
چه روز سختی بود واسم
شد احساس جای خالی عباسم
آه پناه عالم خراب حالم
آه حسین من حسین من حسین من
وای حسین من حسین من حسین من
نظرات